تقابل روسیه و آمریکا در اوکراین و ﺗﺄثیر آن بر منافع ملی ایران

در سال 1913 هنگامی که آلمان در پی معاهدات خود با ترکیه عثمانی در پی تسلط بر تنگههای بسفر و داردانل بود، نیکلای دوم این عمل را محبوس ساختن روسیه در دریای سیاه عنوان کرد و تهدید نمود در صورت اجرای چنین معاهداتی روسیه با تمام قوا در مقابل آن خواهد ایستاد (کسینجر، 1383: 319). امروز نیز روسیه با الحاق کریمه به خاک خود در واقع نشان داد اهمیت راهبردی شبه جزیره کریمه برایش تا بدان جاست که بازتاب­های بین­المللی در قبال اتخاذ این سیاست در مقایسه با تضمین دسترسی به آب­های آزاد و گرم چندان اهمیتی ندارد. واشنگتن نیز تهدید کرد که به علت تقلب در انتخابات در روابط خود با کیف تجدیدنظر خواهد نمود و در صورت عدم تجدید نظر در انتخابات علاوه بر قطع کمک­های خود داراییهای این کشور را توقیف خواهد نمود.

رئیس جمهور روسیه به صراحت رویکرد یک جانبهگرایی در نظام بینالملل را مورد هدف قرار داده به طوری که اظهار نمود که «به نظر من، وقتی جهان تک قطبی بشود یا از زمانی که کسی تلاش کند آن را به این شکل دربیاورد، همواره یک قطب این توهم را دارد که همۀ مسائل را میتوان از طریق قدرت حل و فصل نمود». بر این مبنا در حال حاضر امریکا به عنوان یک قدرت مداخلهگر درصدد حفظ وضع موجود و تقویت ساختارها و قواعد تنظیمیافته در نظام بینالملل است و در این راه گسترش نهادهای دموکراتیک با قرائت لیبرال دموکراسی غربی و افزایش حوزه امنیتی خود با تفسیر یکجانبه از تروریسم بینالمللی را مد نظر قرار داده است.

بلکه روند دگردیسی انقلاب نارنجی با پیروزی یانوکوویچ در انتخابات ریاست جمهوری سال 2010 کامل شد. پیروز انتخابات ریاست جمهوری اوکراین در این دوره پس از برگزاری سه مرحله رأی­گیری مشخص شد. پوتین در دوران قدرت خود جنگی را در گرجستان آغاز کرد، منطقه گمرکی اوراسیای خود را به منظور رقابت با اتحادیه اروپا به وجود آورد، غرب را در زمینه سوریه با چالش مواجه کرد، ادوارد اسنودن، مقاطعهکار سابق آژانس امنیت ملی امریکا را زیرکانه تخلیه اطلاعاتی کرد و امضای توافق تجاری و همکاری اوکراین با اتحادیه اروپا را از بین برد.

اوکراین در این دوران به جزیره ثبات در میان جمهوری­های آشوب زده پساشوروی معروف بود. به همین جهت روسیه درصدد است با جایگزین کردن ابزار انرژی به جای تسلیحات دوران جنگ سرد، توانایی ﺗﺄثیر­گذاری خود، بر رفتار سایر واحدهای سیاسی را افزایش دهد. به همین جهت در اوکراین و سایر جمهوری­های تازه استقلال یافته شرایط مناسبی برای شکل­گیری نظامهای دموکراتیک مهیا نبود و این امر به نخبگانی واگذار گردید که خود بر آمده از نظام پیشین بودند (کولایی، 1384: 58). با این وجود به مرور زمان فضای نسبی برای جامعه مدنی و نیروهای اپوزیسیون باز شد. کشورهای فرانسه، استرالیا، هلند و انگلستان نیز به صف مخالفان نتایج اعلام شده از سوی کمیسیون مرکزی انتخابات پیوستند (حافظی، 1384: 104-108). از سوی دیگر پوتین اعلام کرد که فقط مردم اوکراین می­توانند در این مورد تصمیم­گیری کنند.

دیدگاهتان را بنویسید